بيبَـرسْ منصوري
امير ركنالدين بيبرس منصوري خطيٴ، وزير و مورخ مصري؛ فقيه حنفي؛ در سال 1325 م/ 726 ه ق در هشتاد سالگي درگذشت.
او غلام سلطان منصور قلاوون (سلطنت 1279 ـ 1290) بود، كه او را آزاد كرد و به حكومت كِرَك فرستاد (در شرق بحرالميت). او در زمان ساير مماليك بحري مقامات ديگري بهدست آورد و فراز و نشيب بسيار ديد.
مثلاً سلطان خليل (1290 ـ 1293) او را بركنار كرد، ولي سلطان بعدي، ناصر او را به رياست ديوان انشاي خويش گماست و به او لقب دواتدار كبير بخشيد و او تا سال 1304 ـ 1305م/ 704 ه ق در آن مقام بود. در سال 1303 ـ 1304م/ 711 ه ق مقام نايبالسلطنه يافت، ولي سال بعد به زندان افتاد و تا سال 1317 ـ 1318 در زندان باقي ماند. در سال 1318 ـ 1319 حج گزارد. در قاهره مدرسهاي براي فقه حنفي تأسيس كرد و در رمضان 725 ه ق/ اوت ـ سپتامبر 1325 وفات يافت.
او دوكتاب تاريخي نوشت كه هنوز منتشر نشدهاند:
1. زبدةالفكره في تاريخالهجره، تاريخ عمومي اسلام تا سال 1324 با همكاري منشي مسيحياش ابوالبركات. كتابي است بسيار مفصل در يازده مجلد كه هيچ نسخهٴ كاملي از آن در دست نيست؛ آنچه از بخشهاي برجايمانده ميتوان گفت بيشتر اقتباس از كامل ابن اثير (سيزدهم ـ 1) است.
2. التحفة الملوكيه في الدولة التركيه، تاريخ سلسلهٴ مماليك از آغازش در سال 1250 تا سال1331.
ابـن وَردي
ابوحفص زينالدين عمر بن مظفر قريشي بكري معري بن وردي شافعي. لغوي، نويسنده و مورخ شامي (متوفا 1349م/ 750 ه ق).
ابن وردي پيش از سال 1290م/ 689 ه ق در معرةالنعمان در شمال سوريه زاده شد، در حماه، دمشق و حلب تحصيل كرد و ظاهراً باقي عمرش را در حلب گذراند و مدتي نايب قاضي محمد بن نقيب (متوفا 1343م/ 741 ه ق) بود و در 18 مارس 1349م/ 26 ذيحجهٴ 749 ه ق در همانجا ازبيماري طاعون درگذشت. او پس از شنيدن ندايي در خواب، سالهاي آخر عمرش را به تفكر، تحقيق و تأليف گذراند.
او اشعار زيادي سرود، شامل منظومهاي درباب طاعون، كه خود اندكي بعد قرباني آن شد.
اين مقامه فيالطاعونالعام را سيوطي نويسندهٴ جامع مصري (1455 ـ 1505م/ 849 ـ 911 ه ق) در
رسالهٴ طاعون خودش نقل كرده است. بر ساير اشعار او شرحهاي متعددي نوشتهاند.